خرید بک لینک
چه كسی خواهد دید مردنم را بی تو ؟بی تو مردم ، مردمگاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه كس می گوید ؟آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسی می شنوی ، روی تو را كاشكی می دیدمشانه بالازدنت را بی قیدو تكان دادن دستت كه مهم نیست زیاد و تكان دادن سر را كه عجب !‌عاقبت مرد ؟ افسوسكاشکی می دیدم من به خود می گویم:" چه كسی باور كرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد ؟ "ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 3:51

در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشم، - می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد - که مرا زندگانی بخشد چشم های تو به من می بخشد شورِ عشق و مستی و تو چون مصرعِ شعری زیبا سطرِ برجسته ای از زندگی من هستی. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 15:26

چه كسی خواهد دید مردنم را بی تو ؟بی تو مردم ، مردمگاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه كس می گوید ؟آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسی می شنوی ، روی تو را كاشكی می دیدم شانه بالازدنت را بی قیدو تكان دادن دستت كادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 15:26

بگذار سر به سينه من تا كه بشنويآهنگ اشتياق دلي دردمند را شايد كه پيش ازين نپسندي به كار عشق آزار اين رميده سر در كمند را بگذار سر به سينه من تا بگويمت اندوه چيست عشق كدامست غم كجاست بگذار تا بگويمت اين مرغ خسته جان عمري است در هواي تو از آشيان جداست دلتنگم آن چنان كه اگر ببينمت به كام خواهم كه جاوداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1396 ساعت: 6:51

دلــم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛


پــُـر از جــایِ خــالـیِ تـــو

پــُـر از دلــتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو

پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن

در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــو

پــُـر از حــس پــرواز

پــُـر از تــو . . .

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: شنبه 31 تير 1396 ساعت: 16:28

چشمانتآرامـش را به حـساب زنـدگی ام واریــز می کندچشمانتباعث می شود دنــیا با مـن راه بـیایدچشمانتواسطه ای می شود که خــدا حرفــهایم را بـهتر بفهمدچشمانتهــر ســاعتی را به خــواب وادار می کندچشمانتســرمنــشاء تــمام رنــگ هاستچشمانتآری چـشـمـانـت را دو دسـتی بـچسبکه تـــمام دارایــی مـن است.... .. ..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: شنبه 31 تير 1396 ساعت: 16:28

به سرت روسری آبی و صورت چون ماه …

آسمانی تر از این عشق چه دارد دنیا ؟

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست

مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند

حتی این روزها گاهی پرواز میکنم

من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 10:16

مهربانی ها و خوبی هایت

به سنگین ترین نقطه قلبم رسیده است

سبک تر شده ام حالا،مثل پروانه

استشهاد سلولهای بدنم گواهی میدهد
به بیکران شدن روحم در انزوای جسمت
من در ترانه های تو غرق شده ام
جنگ دست و پایم بی فایده است
وقتی روحم را از چنگم در اورده ای
من با تو زنده ام یا مرده ؟

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 10:16

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمیبا تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنیهمچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دلساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیستای جان من ،مهربانی و محبتهایت،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان اکبری تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 10:16

صفحه بندی