چه كسی خواهد دید مردنم را بی تو ؟بی تو مردم ، مردمگاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه كس می گوید ؟آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسی می شنوی ، روی تو را كاشكی می دیدمشانه بالازدنت را بی قیدو تكان دادن دستت كه مهم نیست زیاد و تكان دادن سر را كه عجب !عاقبت مرد ؟ افسوسكاشکی می دیدم
من به خود می گویم:" چه كسی باور كرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد ؟ "
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری

دلــم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛
پــُـر از جــایِ خــالـیِ تـــو
پــُـر از دلــتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو
پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن
در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــو
پــُـر از حــس پــرواز
پــُـر از تــو . . .
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری

به سرت روسری آبی و صورت چون ماه …
آسمانی تر از این عشق چه دارد دنیا ؟
دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری

مهربانی ها و خوبی هایت
به سنگین ترین نقطه قلبم رسیده است
سبک تر شده ام حالا،مثل پروانه
استشهاد سلولهای بدنم گواهی میدهد
به بیکران شدن روحم در انزوای جسمت
من در ترانه های تو غرق شده ام
جنگ دست و پایم بی فایده است
وقتی روحم را از چنگم در اورده ای
من با تو زنده ام یا مرده ؟
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری
برچسب:
نویسنده: آرشان اکبری